پایگاه اینترنتی قائم المنتظر (عج)

قال رسول الله (ص) : فاطمة بضعة منی فمن آذاها فقد آذانی

پایگاه اینترنتی قائم المنتظر (عج)

قال رسول الله (ص) : فاطمة بضعة منی فمن آذاها فقد آذانی

توهین به کلام الله مجید در روزنامه کیهان

به گزارش خبرنگار افتخاری «شیعه نیوز» در عربستان ، روزنامه کیهان  در شماره 19582 امروز چهارشنبه 21 بهمن 1388 در متنی با عنوان «پاسخ مهندس به آقای دوپهلو» با استفاده ابزاری از کلام الله مجید و به حالت استهزاء ایه قران : انا لله و انا الیه راجعون را اینگونه به رشته تحریر در اورد : انا لله و انا علیه الراجع به اون !!

متاسفانه تنشهای سیاسی برخی جناحها در این روزها باعث شده برای کوبیدن یکدیگر برخی مقدسات را نیز به بازی بگیرند !

این رفتار کیهان و برخی دیگر رسانه ها ،عبور از خط قرمز ارزشهای اسلامی و اعتقادی مردم میباشد . میدواریم نویسنده سخیف این مطلب هر چه سریعتر از در گاه خداوند متعال و مردم متدین و انقلابی ایران اسلامی طلب عفو و بخشش نماید .

یادواره علامه امینی

در سال 1320 ه. ق برابر با 1281 ه. ش ستاره‌ای در شهر تبریز، در خانه‌ای سرشار از علم و تقوا بدرخشید و افراد خانواده‌ را سرشار از شادی و شعف نمود.

فرزند را عبدالحسین نامیدند تا همواره سینه‌اش سرشار از عشق اهل‌بیت علیهم السلام باشد؛ پیوسته در مسیر ایشان گام بردارد و همچون مولایش امام حسین علیه‌السلام، شمیم روح افزای ولایت را پراکنده سازد. آری، عبدالحسین به دنیا آمد و الغدیر با او جان گرفت.

 

خاندان پاک علامه

شیخ احمد امینی تبریزی،(1) پدر بزرگوار علامه امینی از عالمان با تقوا بود و مردم به ایشان همواره به دیده احترام می‌نگریستند. ایشان در سال 1287 هـ.ق در سَردها از توابع تبریز به دنیا آمد. میرزا احمد از فقها و مجتهدین زمان خود و در زهد و پارسایی زبانزد عموم بود. او در سال 1304 ه.ق به تبریز مهاجرت نمود و برای همیشه ساکن آنجا گردید. 

برخی آثار به یادگار مانده از ایشان عبارتند از: شرحی بر قصیده المفجع و تعلیقاتی بر مکاسب شیخ انصاری. این مرد بزرگ در سال 1370 ه. ق، دیده از جهان فرو بست و در قبرستان نو شهر مقدس قم دفن گردید.

 

ادامه مطلب ...

اخراج سردبیر روزنامه الوطن عربستان به علت حمایت از آیت الله سیست

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از  ابنا ، اظهارات موهن محمد العریفی، مفتی وهابی عربستانی نسبت به آیت الله سیدعلی سیستانی، مرجع عالیقدر شیعیان واکنش ها و پیامدهای مختلفی در این کشور و کشورهای جهان به همراه داشت به طوری که یکی از پیامدهای آن برکناری جمال خاشوقجی، سردبیر روزنامه الوطن به علت ستایش از مواضع آیت الله سیستانی است.

اگرچه روزنامه های عربستان در خبرهای خود مدعی هستند که علت اخراج سردبیر روزنامه الوطن، خشم امیر نایف بن عبدالعزیز، وزیر کشور عربستان از مقاله انتقادآمیز خاشوقجی نسبت به عملکرد هیئت امر به معروف و نهی از منکر بوده است؛ ولی برخی محافل آگاه خبری این کشور علت واقعی اخراج خاشوقجی را مدح و ستایش وی از مواضع آیت الله سیستانی دانستند.

بنابر گزارش مرکز الحرمین، خاشوقجی در مقاله خود که تعجب افراط گرایان سلفی را برانگیخته، شجاعانه به تثبیت موقعیت آیت الله سیستانی پرداخته است.

وی در این مقاله آورده است: آیت الله سیستانی در مقابل انتقام گیری شیعیان عراق ایستاد تا آنها بدون اینکه عراق را در برکه ای از خون غوطه ور کنند، تغییر دهند.

این تحلیلگر مشهور عربستانی در مقاله خود این پرسش را مطرح کرده است که اگر آیت الله سیستانی به راه تندروهای سلفی می رفت و فتوا به قتل اهل تسنن می داد، چه اتفاقی رخ می داد؟

این نویسنده در ادامه مقاله آورده است: تنها شخصی که آرامش را در میان شیعیان ایجاد کرد، آیت الله سیدعلی سیستانی بود و به همین دلیل آیا شایسته نیست که شیخ الازهر، مفتی عربستان، شیخ قرضاوی و دیگران به نجف اشراف بروند و دستان این مرجع عالیقدر را ببوسند.

در بخش دیگر این مقاله آمده: توماس فریدمن، نویسنده شهیر آمریکایی چند هفته پیش اعلام کرده بود که آیت الله سیستانی سزاوار گرفتن جایزه صلح نوبل است، زیرا نقش مهم و اصلی در اجرای نخستین انتخابات آزاد در عراق داشته و همچنین در برابر توطئه ها برای به تاخیر انداختن انتخابات در این کشور هوشیار بوده است.

خاشوقجی نوشته است: من از پیشنهاد فریدمن استقبال نمی کنم، بلکه به این مرجع شیعیان برای گرفتن جایزه "دعوت برای همبستگی اسلامی" که ملک فیصل آن را به کسانی که به اسلام خدمت می کند اختصاص داده است، رای خواهم داد.

وی با اشاره به دلایل مختلف بر شایستگی آیت الله سیستانی آورده است که سیستانی تلاش های گسترده ای برای ممانعت از شعله ور شدن آتش جنگ بین شیعیان و اهل سنت در عراق کرده و همچنین شیعیان را به معامله با سلفی ها و اهل سنت با منطق و عقل و صبر دعوت کرده است.

گفتنی است، خاشوقجی برای دومین بار است که از سمتش برکنار می شود زیرا در سال 2004 میلادی نیز به علت نوشتن مقاله انتقادی درباره یکی از علمای بزرگ عربستان اخراج شده بود.

چرا بهائی ها نجس هستند؟

یکی از سخیف ترین اعتقادات بهائیت و بابیت اعتقاد به اله بودن باب و حسینعلی نوری است علی محمد باب ادعا کرده است که رفیع ترین مراتب حقیقت یعنی الوهیت در او حلول کرده آن هم حلولی مادی و جسمانی،این اعتقاد بهائیت با مبانی تمام ادیان آسمانی در تضاد می باشد زیرا الوهیت مختص حضرت حق، پروردگار است و در این مقام هیچ کس و هیچ چیز با او شریک نیست. 

قریب به اتفاق فقهاء تعداد نجاسات را یازده[1] و برخی دوازده[2] مورد اعلام کرده اند، از جمله آنها که همه بالاتفاق آنرا ذکر کرده اند نجاست کافر[3] است، کافر یعنی کسیکه منکر خدا باشد و یا برای خداوند متعال شریک قائل باشد.
و یا اینکه رسالت حضرت خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله ـ صلی الله علیه و آله ـ را قبول نداشته باشد و نیز به کسی کافر می گویند که ضروری دین یعنی، چیزی را مثل نماز و روزه که همة مسلمانان آنرا جزء دین اسلام می دانند منکر شود.[4]
فقهاء در این زمینه به آیة شریفة «انما المشرکون نجسٌ»[5] و روایات متعدد دیگری، از جمله این روایت که از امام صادق ـ علیه‎ السلام ـ نقل شده است «من نصب دیناً غیر دین المومنین(دین اسلام) فهو مشرک»[6] استناد می کنند.
و از فروعاتی که برای این مسئله ذکر کرده اند این است که تمام بدن کافر حتی مو و ناخن و رطوبتهای او نجس است.[7]
حال که روشن شد چه کسانی در فقه اسلام و شیعه نجس می باشند به کنکاش در آثار بهائیان می پردازیم تا از برخی عقاید آنها آگاه شویم بهائیت فرقه ای است که توسط حسنعلی نوری معروف به بهاء الله به وجود آمده است. قبل از آن به وسیله علی محمد باب که به پیروی از اندیشه های شیخیه خود را رکن چهارم یا انسان کامل پنداشته بود، با بیت را به وجود آورده بود، وی در آغاز مدعی بود که باب امام زمان(عج) می باشد ولی در نهایت ادعای الوهیت نموده و اعلام نمود که بعداً کسی را به عنوان «من یضحصر الله» خواهد فرستاد. بعد از اعلام علی محمد، حسینعلی نوری مدعی شد که او همان کسی است که علی محمد باب وعده آمدن او را داده است. بعد از آن با ادعای نسخ دین اسلام، نغمة ایجاد دین تازه سرداد و به دین سازی روی آورد.[8]
برخی از عقاید بهائیت از قرار زیر می باشد:
1. اعتقاد به الوهیت علی محمد باب و حسینعلی نوری
یکی از سخیف ترین و غیر معقول ترین اعتقادات بهائیت و بابیت اعتقاد به اله بودن باب و حسینعلی نوری است علی محمد باب ادعا کرده است که رفیع ترین مراتب حقیقت یعنی الوهیت در او حلول کرده آن هم حلولی مادی و جسمانی.[9]
این اعتقاد بهائیت با مبانی تمام ادیان آسمانی در تضاد می باشد زیرا در ادیان آسمانی الوهیت مختص حضرت حق، پروردگار و خالق جهان و جهانیان است و در این مقام هیچ کس و هیچ چیز با او شریک نیست.
2. اعتقاد به مقام نبوت علی محمد و میرزا حسینعلی
بهائیان می گویند: مقام قائم موعود به حکم برخی آیات قرآن کریم، مقام اصالت و نبوت است.[10]
اما شیعه می گوید: قائم موعود تابع قرآن مجید و شریعت خاتم الانبیاء محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مقام او مقام خلافت و وصایت و امامت است نه اصالت و نبوت.[11]
3. اعتقاد به قائم موعود بودن علی محمد باب و میرزا حسینعلی
بهائیان می گویند: علی محمد و میرزا حسینعلی موعود دین اسلام هستند و جمیع انبیاء بدان اشارت داده اندو علامات آن در کتابهای آسمانی ثبت است.
اما شیعه می گوید: موعود دین اسلام یکی قیامت کبری است و دیگری ظهور بقیة‌الله ارواحنا له الفداء که در قرن سوم هجری در سُرّ من رآه متولد شد، نام مادرش نرجس می باشد.
4. اعتقاد به نسخ دین اسلام
بهائیان می گویند: مقام قائم موعود، مقام شارعیت است نه تابعیت،[12] و نیز می گویند قائم در هنگام ظهورش حکم به نسخ دین اسلام می کند و بتشریع شریعت جدیدی غیر از اسلام می پردازد.[13]
اما شعیه می گوید: قائم موعود، تابع قرآن مجید و شریعت خاتم الانبیاء محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ و مجدد و محیی همان دین اسلام است و صاحب کتاب جدید و آورندة‌ شریعت جدیدی نیست.[14]
خلاصه آنکه بهائیان:
اولا:ً مدعی الوهیت باب و بهاء و منکر خاتمیت نبی مکرم اسلام هستند، ثانیاً: منکر احکام ضروری دین مثل نماز، و روزه و... بوده و آنها را منسوخ می دانند.
ثالثاً نه تنها منکر وجود نازنین حضرت بقیة الله الاعظم هستند بلکه دشمن او می باشند.
در نتیجه می توان گفت که علت نجاست آنان، کفر آنان می باشد و ادله ای که به نجاست کفار و مشرکین دلالت دارند، آنها را نیز در بر می گیرند.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. توضیح المسائل مراجع عظام، قسمت نجاسات.
2. بهائیت دین نیست، ابوتراب هدائی. به نقل از سایت محاکمه
3. تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابی.
4. وسائل الشیعه، حر عاملی، ج1، کتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت باب2.
پی نوشت:
[1] . خمینی، تحریر الوسیله، نجاسات، قم، اسماعیلیان نجفی، ط دوم، 1390هـ ق، ج1، صفحة 114، مسالة 1.
[2] . رسالة توضیح المسائل با متن فتاوی آقای بروجردی و حواشی آیات عظام، جاویدان و فراهانی، علمیه، مسئلة 84، ص 26.
[3] . محقق حلی، شرایع الاسلام، دارالاضواء، بیروت، ط دوم، 1403 هـ، کتاب الطهاره، ج1، ص 53.
[4] .رسالة توضیح المسائل مسئلة 107، ص 30.
[5] .توبه/‌28.
[6] . حر عاملی، وسائل الشیعه، الاحیاء التراث، قم، ط اول، 1409 هـ ق، ج 1، کتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت، باب 2، ح 3، ص 30،.
[7] . رساله توضیح المسائل 108، ص 31.
[8] . زاهدانی، سید سعید زاهد، بهائیت در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ط دوم، 1381، ص 97.
[9] . عامر النجار، البهائیة و جذورها البابیة، دارالمنتخب العربی، ط اول، 1419 هـ . ق، ص 44.
[10] . بهائی چه می گوید، جواد تهرانی، ،‌ مشهد، ط دوم، 1341، ج 2، ص 2.
[11] . همان،‌ص 76.
[12] . همان، ص 2.
[13] . همان، ص 93.
[14] . همان ، ص76

منبع : البرز