پایگاه اینترنتی قائم المنتظر (عج)

قال رسول الله (ص) : فاطمة بضعة منی فمن آذاها فقد آذانی

پایگاه اینترنتی قائم المنتظر (عج)

قال رسول الله (ص) : فاطمة بضعة منی فمن آذاها فقد آذانی

مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها از نگاه سید محمد حسین فضل الله

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سید محمد حسین فضل الله ، [حضرت]زهرا(ع) در زندگى‏اش دردهاى فراوانى کشید و ستم‏هاى بسیارى دید که سنى و شیعه آن را روایت کرده‏اند. یکى از این راویان «ابن قتیبه» (از علما و مورخان اهل سنت) است که در کتاب «الامامة و السیاسة» نوشته است: «آنان هیزم آوردند تا براى تهدید اعتراض کنندگانى که پیرامون على و فاطمه(ع) را گرفته بودند، خانه على و فاطمه را به آتش بکشند». بنا به نقل مورخان به سرکرده‏ى حمله کنندگان گفته شد: «هان! در این خانه فاطمه(ع) است!»

فاطمه(ع) انسانى است که همه‏ى مسلمانان در دوستى و احترام و تعظیم به او مشترکند؛ زیرا او تنها دختر به یادگار مانده از رسول خداست. و پاره‏ى تن و روح پیامبر است که هر کس او را بیازارد و خشمگین کند، پیامبر را آزرده و غضبناک کرده است.

از سرکرده‏ى حمله کنندگان پرسیده شد: «تو چگونه جرأت کردى هیزم به در خانه‏ى فاطمه بکشى و ان را بسوزانى؟!» او در پاسخ گفت: «و انْ!!»؛ «حتى اگر ... (فاطمه در خانه باشد، آن را آتش بزنید!).

ما معتقدیم این سخن، بسیار خطرناک است؛ زیرا معنایش این است که حتى اگر فاطمه(ع) درون خانه باشد، باکى نیست که آن را بسوزانیم! «حافظ ابراهیم» شاعر مصرى در قصیده‏ى عمریّه‏اش درشتى آن سخن، گفته است: مفهوم این سخن آن است که در این خانه امر مقدسى وجود ندارد؛ پس سوزاندن خانه و اهل آن آزاد است!

ما معتقدیم که گفتن کلمه‏ى (و إن ...) بدترین ستم بر زهرا(ع) است. چه سخن راویانى که گفته‏اند آن گروه به درون خانه وارد شدند، راست باشد یا نباشد. همین کلمه‏ى «و إن» از روحیه و نیت آن قوم به آنچه که براى آن آماده بودند، حکایت مى‏کند. من معتقدم اگر آن مهاجمان در گفت‏وگوى اسلامى و سخنان سنجیده را مى‏گشودند، على(ع) نیز که در تمام زندگى و حتى در زمان خلافتش، اهل گفت‏وگو بود، این روش را مى‏پسندید؛ همچنین فاطمه(ع) که در مکتب قرآن -که کتاب گفت‏وگو است- آموزش دیده بود، این شیوه را مى‏پذیرفت؛ اما در آن روز هیچ نشانه‏اى از تمایل به گفت‏وگو دیده نمى‏شد.

آرى، زهرا(ع) از همه‏ى این مصایب، رنج مى‏کشید؛ ولى هیچ گاه از آن سخنى نگفت. تنها على، آن هم پس از دفن فاطمه، از دردهاى او به رسول خدا گفت: «و سَتُحَدّثک ابنتُک عمّا نالَها و ما أصابَها بعدَک»؛ «به زودى دخترت از آنچه دید و کشید، با تو سخن خواهد گفت».

آنچه فاطمه(ع) را به خود مشغول مى‏کرد؛ مسایل مسلمانان و اسلام بود. فاطمه معتقد بود: خلافت نقش تعیین کننده‏اى در خط سیر اسلام و اهمیتى حیاتى دارد. او مى‏دانست على کسى‏ست که پیامبر خدا هزار باب علم را به روى او گشوده است، که از هر باب آن هزار باب دیگر گشوده مى‏شود. وى مى‏دانست على با حق است و خود، مدار آن. فاطمه مى‏دانست نسبت على با رسول خدا(ع) جز در نبوت، نسبت هارون به موسى(ع) است. و مى‏دانست على(ع) کسى‏ست که تمام حیاتش را در جهاد در راه خدا گذارنده است و ضربت او برابر عبادت جن و انس است، و على انسانى‏ست که در تمام جنبه‏ها در کنار رسول خدا پرورش یافته است. فاطمه با این همه ویژگى که در على(ع) مى‏دید، او را شایسته‏ى رهبرى مسلمانان براى هدایت آنان به سوى خیر و پیروزى مى‏دانست.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد